تشریح موارد و روشهای بازرسی قطعات و تجهیزات صنعتی وروشهای کنترل کیفیت
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392

مقدمه

شير ها ابزاری هستنئد که در صنعت با توجه به مو قعيت و نحوه عمل آنها مورد استفاده قرار می گيرند. يک شير ايده ال آن است که سيال را با کمترين مقاومت و ايجاد کمترين افت فشار از خود عبور دهد و به بيان ديگر در وقت لازم از عبور سيال به هر صورت از داخل خود جلوگيری کند.

چهار وظیفه اصلی ولوها را میتوان به صورت زیر خلاصه نمود :

-         باز و بسته کردن جریان

-         کنترل جریان و تنظیم مقدار سیال عبوری

-         جلوگیری از بازگشت جریان

-         کنترل و تنظیم فشار جهت جلوگیری از آسیب رسیدن به دستگاه ها و تجهیزات

 

ولوها از لحاظ شکل و نحوه محدود کردن جریان در انواع مختلف ساخته می شود تا چهار وظیفه عمده فوق را انجام دهد ، از جمله Gate , Globe , Butterfly , Ball , Plug Diaphragm , Check و... که در قسمت های بعدی به شرح آنها می پردازیم .

با توجه به محدوده دما و فشاری که ولو در آن کار می کند ، نوع سیال (گاز یا مایع ) و میزان خورندگی سیال ، اجزا و ساختمان ولو ها نیز تغییر می کند . این بدین معناست که ممکن است دو شیری که در یک طبقه بندی ( Gate, Globe,…) هستند از لحاظ شکل ظاهری تفاوت داشته باشند .

بطور کلی ساختمان عمومی شیرها از قسمت های زیر تشکیل می شود :

 

1-    قسمتی که وظیفه باز و بسته کردن مسیر را بر عهده دارد و معمولا بصورت دیسک یا توپی است.

2-    بدنه یا BODY شیر که کلیه قسمت های داخلی را در خود جای میدهد.

3-    ساقه یاSTEM  که وظیفه ایجاد ارتباط بین کاربر و قسمت داخلی را بر عهده دارد .

4-    نشیمنگاه یاSEAT  که قسمت متحرک بر روی آن قرار میگرد و هنگامی که شیربسته است وظیفه آب بندی ولو در مقابل جریان را نیز بر عهده دارد. این قسمت به بدنه شیر متصل می گردد.

5-    قسمت آب بندی(Packing) که مانع نشت سیال از قسمت فوقانی می گردد.

6-    Stuffing Box قسمتی ما بین Stem و Bonnet که Packing در آن قرار می گیرد.

7-    در برخی موارد، مثل زمانیکه نیاز به بازو بسته کردن شیر با سرعت بالا مورد نیاز باشد و اپراتور نتواند با این سرعت عمل کند و یا فضای کافی یا دسترسی به شیر امکان نداشته باشد و مواقعی که شیر باید در محل کنترل شود ، این کار با یک نیروی خارجی صورت می پذیرد که به آن محرک یا actuator گفته می شود. سه نوع actuator برای ولوها وجود دارد ؛ تمام گَرد یا Multiturn که برای gate valve ، globe valve و ولو های دیافراگمی استفاده می شود. نوع دوم actuator رُبع گرد است که برای ball valve , plug valve , butterfly valve مورد استفاده قرار می گیرد. نوع سوم نیز actuator خطی است که در gate valve , diaphragm ,globe valve مورد استفاده قرار می گیرد.نیروی محرک actuator می تواند موتور (MOV : Motor Operated Valve ، فشار هوا (نیوماتیکی ) یا هیدرولیکی باشد.

 8-    سرپوش یا Bonnet که در قسمت فوقانی بدنه قرار می گیرد .

 

بدنه ولوها بطور معول از موادزیر ساخته می شود :

1- ولوهای برنزی معمولا به سایزهای کوچک و برای سرویس های آب تا دمای ۲۳۰ درجه سلسیوس محدود می شود.البته ممکن است آلیاژهای مختلف برای دما و فشارهای بالا نیز بکار رود .

2- از چدن معمولا برای آب و بخار تا دمای ۲۳۰ درجه سلسیوس استفاده می شود و به اندازه های کوچک محدود می شود ، چدن با مقاومت تنشی بالا می تواند برای سایزهای بالا مورد استفاده قرار گیرد.

3- از مشخصات فولاد چکش خوار می توان به تحمل فشار بالا و مقاومت در برابر تنش و شُک می توان اشاره نمود . بنابراین در چنین شرایطی از این نوع فولاد استفاده می گردد.

4- چدن داکتیل دارای استحکام کششی بالا ، شکل پذیری خوب و مقاومت بهتر در برابر خوردگی است.

5- فولادهای آلیاژی دارای تنوع گسترده تری هستند و برای دما و فشار های بالا و شرایطی سخت تری نسبت به آهن ، چدن و برنز در بدنه ولوها مورد استفاده قرار می گیرند.

6- استنل استیل اغلب برای آب شرب و سیالاتی که خوردگی ایجاد می کنند مورد استفاده قرار می گیرد.

7- ترموپلاستیک ها به سرعت جای خود را در سیستم های یوتیلیتی ( سرویس های بخار ، آب ، هوای ابرار دقیق و ... ) پیدا نموده و در جاهائی که سیالات خورنده اجازه استفاده از متریال های متعارف را نمی دادند ویا هزینه استفاده از آن ها بالا بود ، ترموپلاستیک ها مورد استفاده قرار گرفت .بطور کلی ولو های پلاستیک تا دمای 120 درجه سانتیگراد و فشار 1035 کیلو پاسکال می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 

پیش از توضیح انواع شیرها لازم است تا برخی اصطلاحات را توضیح دهیم :

-         کلاس کاری :

این اصطلاح در کلیه اجزا و قطعات استفاده می شود. برای فهم این واژه لازم است بدانیم که با توجه به متریال مورد استفاده در ساخت قطعات ، آنها قادر به تحمل فشار کاری مشخصی می باشند. برای مشخص نمودن این فشار در دماهای متفاوت استانداردهای بین المللی نسبت به تعریف گروههایی برای متریالها اقدام نموده اند. بدین صورت که بعنوان مثال جدول زیر مشخص کننده کلاسهای کاری برای متریال گروه یک – یک می باشد. لازم بذکر است که مرجع کلاس کاری تجهیزات پایپینگ را می توانید در استاندارد ASME-ANSI B 16.5 بیابید.

بعنوان مثال در جدول بالا A 106 , A360 Gr LF2 که روش تولید آنها فورج می باشد در گروه یک – یک قرار گرفته اند. همانطور که می دانید اگر روش تولید متفاوت باشد بعنوان مثال ریخته گری و یا ورقکاری باشند استانداردهای تولید متفاوت خواهد بود.

در قسمت پایین جدول مشخص است که برای نمومه قطعه تولید شده با این متریال با کلاش 400 قادر به تحمل فشار 800 Psi در دمای 500 درجه فارنهایت می باشد.

دوستان ، این بسیار مهم است که بخاطر بسپارید ، که کلاس کاری به گروه متریالی مربوط است.

 

 Bi-directional valve :

نوعی از شیر که قادر است که فشار اعمال شده از هر دو طرف شیر را تحمل کند.

 

Bleed :

Drain or Vent

 

Block valve :

به انواع شیرهای Gate,Plug,ball  گفته می شود که در حالت بسته بودن از عبور جریان جلوگیری می کنند.

 

Breakaway trust , Breakaway torque :

فشار یا تورکی است که لازم است که یک شیر را در حالی که از یک طرف ، تحت فشار حداکثری قرار دارد را باز کرد.

 

Full opening valve , Full bore valve :

هر دوی این واژه ها به یک معنی می باشد و مفهوم آنها این است که در حالت کاملا باز اجزای داخلی شیر اجازه عبور جریانی به اندازه اندازه اسمی شیر را از آن می دهند. شاید کمی نیاز به توضیح باشد. توضیح اینکه بعنوان مثال جریان عبوری از یک شیر دو اینچ اگر دو اینچ باشد ، شیر Full bore  خواهد بود.

 

Maximum Pressure difrentional:

بیشترین اختلاف فشاری است که در صورت اعمال در دو طرف یک شیر ، شیر قادر به باز شدن می باشد.

  

شير دروازه اي

عمل اصلي اين شير در حقيقت قطع کامل ويا ايجاد ارتباط بين دو جريان سيال مي باشد. اين بدان معناست که اين نوع شيرها يا بايستي کاملا بسته یا کاملا باز باشد و در واقع بصورت نيمه باز نمي توان ازآنها استفاده کرد. همينطور که از نام اين شير مشخص است ، به کمک دروازه اي که در مسيرحرکت سيال قابل تغيير مکان دادن مي باشد عمل مي نمايد که در اين دروازه به صورت عمودي در مسير جريان حرکت کرده ودر مورد لزوم جريان را قطع ويا بر قرار مي کند.

اين شير خود خود در نمونه هاي مختلف وبا اندازه هاي مختلف موجود مي باشد. در مورد اين نوع شيرها ذكر اين نكته لازم است كه همگي داراي اجزاي يكسان مي باشند كه با توجه به مدلهاي مختلف از نظر نوع شركت سازنده با يكديگر تفاوت جزئي دارند .

 

اجزای اصلی این شیرها به شرح ذیل است :

Hand wheel   در حقیقت دستة فلکه ای شیر است که بوسیله یک مهره حرکت آن در راستای عمودی محدود شده و چرخش آن باعث بالا آمدن و یا پائین رفتن Stem (ساقه) و در نتیجه Gate ، بر روی نشیمنگاه یا Seat Ring می شود . قسمت آب بندی نیز مانع خروج سیال از کنارهای Stem شده و شامل Packing ها ،Gland و Gland Flange می باشد و قسمتی که Packing ها درون آن قرار می گیرد Stuffing Box گفته می شود . قسمتي از شير كه در بالاي بدنه قرارگرفته و به بدنه اتصال يافته سرپوش فلزي يا( Bonnet) نامیده مي شود.

 Gate یا عضو مسدود کنندة شیر های دروازه ای می تواند به صورت Parallel ،Wedge ،Through-Conduit یا Knife (تخت ، گوه ای شکل ، مجرای مُدور یا چاقوئی) باشد .در نوع صفحه موازی ، عضو مسدود کننده یا Gate صفحه تخت با ضخامت یکسان می باشد ، در حالیکه این قسمت در نوع دوم گوه ای شکل بوده و باز کردن شیر در این نوع راحت تر از حالت Parallel می باشد،در ضمن میزان تنش وارده به صفحه در حالت گوه ای کمتر است ولی به دلیل اینکه هنگام باز بودن شیر، جریان به قسمت بالا نیز راه می یابد ، افت فشار آن بیشتر در این حالت بیشتر است و جریان مغشوش تر می شود . در نوع سوم gate صفحه ای با مقطع مستطیلی است که حفره ای دایره ای شکل به اندازه مجرای ورودی شیر بر سطح آن ایجاد شده است.در نوع آخر یا Knife ، عضو مسدود کننده دارای لبه های تیز است تا چنانچه ذراتی در seat قرار گرفته باشد ، آنها را قطع کند و آب بندی بهتر صورت گیرد.

  


موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390

سوراخهای فلنجها :

اطلاعات کلی در خصوص تعداد، مکان و اندازه سوراخهای مورد نیاز هر سایز از فلنجها را می توان در استاندارد ASME B 16.5 یافت. نکنه قابل توجه در خصوص فلنجها این است که تعداد و قطر سوراخها با توجه به فشار کاری آنها متفاوت است ، ولی اکثرا در یک کلاس و فشار کاری تعداد و قطر آنها یکسان است. بطور عمومی ، تعداد سوراخها بصورت متقارن بر روی یک شعاع تقسیم می شوند و تعداد این سوراخها عموما اعداد زوج (4و8و12و16و...) می باشد.

جهت سوراخ :

جهت و مکان سوراخها هنگامی دارای اهمیت می باشد که بعنوان مثال فلنج در حال اسمبل نمودن اولیه با یک اتصال باشد.شاید اکثر شما جمله زیر را در نقشه ها دیده باشید :

All flange bolt holes straddle the centerlines

" خط عبوری از مرکز سوراخ پیچها باید از مرکز دو پیچ عبور کند."

این بدین معناست :

1-      1- برای فلنجهایی که بصورت عمودی نصب شده اند ( سطح فلنج بصورت عمودی بوده و خط جریان بصورت افقی رو به بالا یا پایین می باشد) وضعیت سوراخها بایستی بصورت شکل زیر قرار گیرند.


وضعیت صحیح نصب عمودی

وضعیت غیر صحیح نصب عمودی

2-      2-برای فلنجهایی که بصورت افقی نصب شده اند ( سطح فلنج بصورت افقی بوده و خط جریان بصورت عمودی رو به بالا یا پایین می باشد) وضعیت سوراخها بایستی بصورت متقارن نسبت به خط مرکزی در جهت شمال سایت  قرار گیرند.


وضعیت صحیح نصب افقی

وضعیت غیر صحیح نصب افقی

نکته قابل توجه در مورد شما سایت این است که در بسیاری از موارد شمال سایت با شمال جغرافیایی دارای اختلاف درجه می باشند. این موضوع در شکل زیر نشان داده شده است.


 

این نکته قابل توجه می باشد که در اکثر موارد جهت قرارگیری سوراخها بایستی مطابق استاندارد و بر اساس توضیحات بالا باشد. تنها زمانی وضعیت فوق تغییر می کند که کارفرما در این خصوص درخواست نماید ولی در 99 درصد موارد در صورت مشاهده اختلاف با وضعیت شرح داده شده ، احتمالا اشتباهی در حین کار رخ داده که شما بعنوان بازرس بایستی آن را بررسی نمایید.


موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
تاریخ : پنجشنبه بیستم مرداد 1390

Stub END :

این نوع فلنج معمولا همراه با فلنج Lap Joint  بعنوان فلنج نگهدارنده استفاده می شود. این نوع اتصالات فلنجها در فشار کاری پایین و موارد غیر حساس کاربرد دارند. نکته قابل ذکر در مورد این روش استفاده از اتصالات فلنجی قیمت پایین آنها در مقایسه با سایر روشها می باشد. یکی دیگر از مزایای این روش این است که بدلیل عدم اتصال مستقیم فلنج به لوله امکان استفاده از فلنج با جنس فولاد کربنی در تماس با فلنج با جنس فولاد ضد زنگ مهیا می باشد.

این نوع فلنجها در اندازه های مختلف ساخته می شوند. ابعاد و تولورانسهای مربوط به این نوع فلنج در استاندارد ASME B.16.9 توضیح داده شده است. همچنین توضیحات مربوط به فلنجهای با وزن سبک و مقاوم در برابر خوردگی در استاندارد  MSS SP43 توضیح داده شده است.

یک نمونه از این نوع فلنج در تصویر زیر قابل مشاهده می باشد.

Threaded Flange  :

این نوع فلنج بصورت عمومی در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می گیرند و دارای این مزیت می باشند که بدون استفاده از جوشکاری قابل اتصال به سیستم لوله کشی می باشند. در بعضی مواقع خط جوشی جهت جلوگیری از نشت همراه با اتصال پیچی مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع فلنج برای استفاده در بیشتر سایزها و فشارهای کاری موجود می باشند اما امروزه اغلب برای اتصالات سیستم لوله کشی با سایزهای کم مورد استفاده قرار می گیرند.

این نوع فلنجها برای استفاده در سیستم لوله کشی با ضخامت کم لوله مناسب نمی باشند، دلیل این مطلب نیز بطور واضح این است که امکان رزوه کاری سطح لوله مهیا نخواهد بود.

استاندارد ASME B31.3 در این باره می گوید :

هرگاه لوله ای رزوه کاری شود و برای سیستم با سیال بخار که فشار کاری این سیستم بالاتر از 250 psi باشد و یا  برای سیستم با سیال آب و با فشار کاری بالاتراز  100 psi و دمای آب بالاتراز 220 F استفاده شود، لوله های استفاده شده دراین سیستم لوله کشی بایستی بدون درز بوده و دارای ضخامتی حداقل معادل با Schedule 80  ذکر شده در ASME B36.10  باشند.

نمونه ای از این نوع فلنج در شکل زیر قابل مشاهده می باشد.

Blind Flange :

این نوع فلنجها بدون تعبیه سوراخ در وسط فلنج ساخته شده و برای بستن انتهای سیستم لوله کشی ، شیرهای صنعتی و مخازن مورد استفاده قرار می گیرند.از نقطه نظر فشار وارده به فلنج و سیستم اتصال پیچ و مهره ای Blind Flange  های سایز بالا در بین انواع فلنجها متحمل بیشترین فشار می باشد.

بیشتر فشار وارده به این نوع فلنجها از نوع پیچشی بوده که در قسمت نزدیک به مرکز به آن وارد می شود . لازم بذکر است که  این فلنجها برای استفاده در فشار و دمای کاری بالا مناسب می باشند.

نمونه ای از این نوع فلنج در شکل زیر قابل مشاهده می باشد.

 

 


موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390

تشریح و توضیح انواع فلنجها :

در قسمت قبل انواع فلنجهایی که بیشتر از همه مورد استفاده قرار می گیرند نام برده شد. در این قسمت توضیحات خلاصه ای در خصوص هر کدام از آنها خواهم داد.

Welding Neck Flange :

تشخیص این نوع فلنج با توجه به گلویی بلند و شیب دار بسیار ساده می باشد. ضخامت گلویی این نوع فلنج بطور یکنواخت از از سمت لوله تا دهنه تغییر می کند. فلنجهای با شیب گلویی دراز ، دارای استحکام بالایی می باشند که امکان استفاده آنها را در بسیاری از موارد مانند دماهای بالا ، فشارهای زیاد و دماهای زیر صفر درجه را فراهم می کند.

تغییر آرام و یکنواخت ضخامت از فلنج به ضخامت لوله که با شیب ملایم صورت می گیرد در کاهش تنش وارد بسیار مفید می باشد و همچنین تشخیص عیوب ساخت در قسمت گلویی با استفاده از روش رادیوگرافی بسیار آسان می باشد.

قطر داخلی این فلنجها سوراخ کاری می شود تا با قطر داخلی لوله مورد نظر یکسان شودتا هیچ گونه مانعی در مسیر جریان قرار نگیرد.این عمل باعث جلوگیری از بوجود آمدن توربولانس در محل اتصالات شده و میزان فرسایش را کاهش می دهد.

تصویر زیر نمونه ای از این فلنج را نشان می دهد که با استفاده از جوش نفوذی با طرح اتصال V به لوله ای متصل شده است

.

Slip On Flange :

استحکام این نوع فلنج در مقابل فشار داخلی در حدود دو سوم Welding Neck  و مقاومت آنها در مقابل پدیده خستگی در حدود یک سوم  Welding Neck  می باشد.

اتصال این نوع فلنج به لوله با استفاده از دو درز جوش فیلت که در قسمت خارجی و داخلی جوش می شود ، انجام می گیرد.

همانطور که در تصویر زیر قابل مشاهده است، سر لوله مقداری عقب تر از سر فلنج جوش شده است. دلیل این مطلب جلوگیری از آسیب دیدن سر فلنج در هنگام جوشکاری می باشد. مقدار عقب رفتگی معمولا به اندازه ضخامت لوله می باشد. در این شکل لین مقدار 3 میلیمتر می باشد.

 

Socket Weld Flange :

این نوع فلنج در ابتدا برای استفاده در لوله کشی های سایز پایین و فشار کاری بالا ساخته شد. استحکام استاتیک این نوع فلنج ها برابر با فلنجهای Slip On می باشد ولی مقاومت در برابر خستگی آنها پنجاه درصد بالاتر از آنها می باشد.

اتصال این نوع فلنجها با لوله با استفاده از جوش فیلت یکطرفه انجام می شود بطوریکه جوش فیلت بایستی از سمت خارج فلنج صورت پذیرد. مطلب دیگری که در خصوص جوشکاری این فلنجها بایستی رعایت نمود فاصله ایست که بایستی بین فلنج و لوله پیش از جوشکاری اعمال نمود.

در این خصوص ASME B 31.1 تصریح می کند که برای جوشکاری این نوع فلنجها بایستی لوله را تا قسمت انتهایی درون فلنج فرو بریم ، سپس به میزلن 1.6 میلیمتر بین انتهای لوله و سطح فلنج فاصله ایجاد کرده و  جوشکاری نماییم. دلیل ایجاد این فاصله کاهش تنش پسماند ایجاد شده در سطح فلنج بدلیل سرد شدن جوش می باشد.

یکی از عیوب این نوع فلنج همین فاصله ایجاد شده می باشد. در مواد ضد خوردگی مانند فولاد های زنگ نزن ، ترک ایجاد شده بین لوله و فلنج می تواند باعث ایجاد خوردگی شود. به همین دلیل در برخی موارد استفاده از این نوع فلنجها مجاز نمی باشد

نمونه ای از این نوع فلنج در تصویر زیر قابل مشاهده می باشد

.

 

Lap Joint Flange :

این نوع فلنج نیز مانند سایر فلنجها می باشد با این تفاوت که سطح این فلنج دارای برآمدی و فرورفتگی نمی باشد. این فلنجها همراه با اتصال روی هم افتاده استفاده می شوند.

این فلنجها مشابه فلنجهای Slip On  می باشند با این تفاوت که شعاع در مقطع سطح فلنج و قطر داخلی لوله برای تطبیق دادن فلنج با قسمت انتهایی اتصال روی هم افتاده ، متفاوت می باشد.

قابلیت نگهداری فشار این فلنجها کم بوده و مقداری بهتر از فلنجهای Slip On  می باشد. همچنین مقاومت در برابر خستگی این فلنج ها تنها یک دهم Welding Neck  می باشد.

 

 

 


موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390

رده بندي فلنچ ها بر اساس فشار و دماي كاري :

رده بندي فشار - دماي كاري عبارت است از بالاترين فشار كاري مجاز بر حسب پوند در دماي ذكر شده بر حسب سلسيوس. لازم بذكر است كه اين رده بندي و جداول زير تنها براي فلنچها و واشر هايي كاربرد دارن كه كاملا مطابق با استانداردهاي آمريكايي ساخته شده باشند. دماي نشان داده شده در جداول زير دماي سطح فلنچ مي باشند. نكته مهم در خصوص اين جداول اين مي باشد كه ممكن است سازنده با استفاده از روابط خطي ، بخواهد كه فشار دماي كاري فلنچ ها را براي دماهاي پايين تر از -29 درجه سلسيوس محاسبه كند. گرچه اين كار ممكن است ولي استانداردهاي آمريكايي مسئوليت استفاده و محاسبات را كاملا متوجه كاربر در اينگونه موارد مي دانند

 


موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
تاریخ : جمعه نهم اردیبهشت 1390
كليات فلنچ ها :

استفاده از فلنچ ، روشي براي مرتبط كردن لوله ها ، شيرها ، پمپها و تجهيزات ديگر به يك سيستم لوله كشي مي باشد.

فلنچ ها همچنين دسترسي آسان  براي تميزكاري ، بازرسي و ارتقاء سيستم لوله كشي را فراهم مي كند. فلنچ ها اغلب به صورت جوشي و پيچي در دسترس مي باشند. روش اتصال دو فلنج به يكديگر با استفاده از پيچ و مهره بوده به صورتي كه يك واشر در بين اين دو فلنچ براي اب بند كردن انها مورد استفاده قرار مي گيرد.

فلنچ ها با استفاده از مواد مختلف ساخته مي شوند. برخي فلنچ ها با استفاده از فولادهاي ريخته گري شده و برخي ديگر با استفاده از فولادهاي كربني ورقكاري شده و با سطوح ماشينكاري شده ساخته مي شوند.

انواع فلنچها :

  • Welding Neck Flange
  • Slip On Flange
  • Socket Weld Flange
  • Lap Joint Flange
  • Threaded Flange
  • Blind Flange

سطوح تمامي فلنچهاي ذكر شده بجز Lap Joint Flange بصورت دندانه دار (raised flange face) ساخته مي شوند. علاوه بر فلنچ هايي كه نام آنها در بالا ذكر شد ، تعدادي از فلنچ هاي خاص مي باشند كه داراي كاربري مخصوصي مي باشند. اين فلنچ ها عبارتند از :

  • Orifice Flanges
  • Spectacle Blinds (part of flange connection)
  • Spades and Ring Spacers (part of flange connection)
  • Long Welding Neck Flanges
  • Weldoflange / Nipoflange
  • Expander Flange
  • Reducing Flange

در قسمتهاي بعدي به توضيح و بررسي هر يك از اين نوع فلنچها خواهم پرداخت. در خصوص مواد مورد استفاده براي ساخت فلنچها بايد ذكر كنم كه موادي كه بصورت معمول براي ساخت آنها به كار مي رود فولادهاي كربني ، فولادهاي زنگ نزن ، آلومينيوم ، برنز ، پلاستيك و مواد ديگر مي باشد. علاوه بر موارد ذكر شده اين مورد قابل ذكر است كه برخي اوقات فلنچ ها نيز همچون لوله ها و اتصالات با استفاده از لايهء محافظي باجنس ديگر پوشانده مي شوندكه به انها در اصطلاح "lined flanges" گفته مي شود. مواد مورد استفاده براي ساخت فلنچ ها بطور كلي بر اساس جنس لوله مورد استفاده انتخاب مي شود. در اكثر اوقات جنس فلنچ مورد استفاده ، جنس همان لوله انتخاب مي شوند.

كلاس فشار كاري فلنچ ها :

كلاس فشار كاري يا درجه بندي فلنچ ها اغلب بر اساس پوند ذكر مي شود. اسامي مختلفي براي مشخص نمودن كلاس فشار كاري فلنچ ها مورد استفاده قرار مي گيرد. تمامي نمايش هاي زير داراي يك معني مي باشند.(LB,Lbs,#)

فلنچ هاي ساخته شده به روش فورج در هفت فشار كاري بطور كلي ساخته مي شوند :

-150Lbs - 300Lbs - 400Lbs - 600Lbs - 900Lbs - 1500Lbs - 2500Lbs

روش كلاس بندي فلنچ ها نيز كاملا مشخص است. يك فلنج كلاس 300 قابليت تحمل فشار بيشتري را نسبت به يك فلنج كلاس 150 را دارد ، به اين دليل كه يك فلنچ كلاس 300 با مواد بيشتري ساخته شده است و مقاومت بيشتري در مقابل فشار خواهد داشت. مطلب ديگري كه قابل ذكر است اين است كه فشاري كه فلنچ ها مي توانند تحمل كنند در دماهاي مختلف متفاوت است. با افزايش دما فشاري كه براي فلنچ ها قابل تحمل است كاهش مي يابد. بعنوان مثال مقاوت يك فلنچ كلاس 150 در دماهاي مختلف در جدول زير ذكر شده است.

دماي كاري فشار قابل تحمل
دماي محيط270PSIG
400F180PSIG
600F150PSIG

بايد توجه داشت كه با تغيير فلز پايه به فلزات همچون فولادهاي زنگ نزن ،فولاد كربني و يا غيره ميزان مقاوت فلنچ در برابر فشار در دماهاي مختلف تغيير خواهد كرد. 





موضوعات مرتبط: PIPING MATERIALS & FITTING
آخرین مطالب